یسئلونک عن الخمر والمیسر:می پرسند ای محمد از می و قمار.خمر در واقع شرابیست که عقل را به مستی می پوشاند چنان که حضرت رسول فرمودند کل مسکر خمر و کل مسکر حرام.
قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس:بگو یا محمد که در آن می خوردن و در آن قمار بازیدن بزه ای بزرگ است و منافعی ست برای مردم و اثمها اکبر من نفعهما :و بزه آن پس از حرامی آن بزرگتر از منفعت آن پیش از حرامی آن
و اما چگونه شد که شراب بتدریج حرام شد
روزی حمزه سید الشهدا در سرای خود نشسته بود و خمر می خورد و زنی مطربه برای او طنازی می کرد.و چون دید که شراب در سر حمزه افتاد, به عادت مطربان از حمزه گوشت خواست.حمزه گفت که شتران من غایب اند,چون در رسند شتری به تو خواهم بخشید , اکنون دستانی بزن .بزد و گفت:
((الا یا حمزه ذا اشرف نوا فهی معقلات بالفنا)) و آن دو شترک حضرت علی (ع) بود که بر در حجره بسته بود.در همین هنگام حضرت علی برای دادن علف یا آب به شتران نزدیک حجره شد تا طناب از گردن شتران بیرون آرد .حمزه تیغ کشید و شتری را کشت و به مطربه گفت((هین,گوشت برگیر چندان که خواهی)).چون علی بیرون آمد و چنان دید,به حمزه هیچ نگفت.گریان نزد رسول الله آمد و از حمزه گله کرد.رسول از آن اندوهگین شد,به سرای حمزه آمد در حالی که عمر او را همراهی میکرد.چون در رفت حمزه رادیدکه در صدر نشسته . رسول از بهر علی به او عتاب کرد و گفت ((چرا چنین کردی,علی را اندوهگین کردی و مرا رنجاندی؟)).چون عتاب تمتم کرد حمزه گفت((الستم عبید ابی,نه شما همه بندگان پدر منید؟))رسول از آن تشویر خورد و فهمید که حمزه در مستی به سر می برد.از بهر آنکه حمزه هرگز حشمت رسول فرو ننهاده بود. چون آن روز سخن بگفت,رسول اندوهگین,در راه که می آمد عمر اورا گفت :یا رسول الله این همه فساد در این خمر خوردن و قمار باختن است,چه بودی اگر خدای تعالی از این نهی کردی؟)) که این آیه بر وفاق رای عمر فرود آمد.
{برگرفته از تفسیر التفاسیر سورآبادی با تصحیح سعیدی سیرجانی}
پیامبر اسلام از آنجهت عظیم بود که تنها عارفی بود که مصلح اجتماع هم بود. من هیچ گاه دلیل توهین کج اندیشان به ساحت مقدس پیامبر را درک نمی کنم .قرآن برداشت های ناب پیامبر از آفرینش و دلیل زیستن بود.اسلام پارادایمی بود که توسط محمد بن عبد الله (ع) خلق شد .اینکه ما امروز بخواهیم به زور خود را در آن پارادایم با تمام ابعادش قرار دهیم این
مشکل از ماست که نتوانستیم دستاورد بی نظیر حضرت محمد (ص) از عالم ملکوت را که به معنای واقعی کلمه برای ما (نازل)شد بهره ببریم و این ترجمه ای که پیامبر از معانی ملکوتی و وحیانی برای جامعه خود به میراث گذاشت به زبان زمان خود تبدیل و ترجمه کنیم

احمدینژاد: خيال نكنيد برپايي آرمانها به سهولت
قابل دسترسي است. اگر به اين سادگي بود حاكميت امام علي(ع) كه تجلي
اسماء الهي است، موفق ميشد.
یعنی راهی که علی (ع) نتونسته به موفقیتش برسونه ما با تاسی از شیوه حضرت علی
به
احمدینژاد: مديريت امروز جهان در اختيار هيچكدام
از سازمانهاي بينالمللي نيست
و مانند بازي دومينو فروپاشي نظام هاي
جهاني آغاز شده است و بعيد نيست كه
شاهد شورشهاي سنگين اجتماعي در جهان باشيم و
اين همه در حالي است
ادبياتي (!) كه از سوي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني مطرح ميشود،
به شدت مورد استقبال قرار گرفته است
بدون شرح!

امروز 29 خرداد است .سالروز عروج دکتر شریعتی
دیشب کلی مطلب در ذهنم بود که در مورد دکتر
بنویسم از آشناییم با افکار
دکتر شریعتی و از تاثیر بسار عمیقی که ایشون بر
زندگی من گذاشتند
بزرگنمایی نیست که اگه بگم این روح بلند و ملکوتی
استاد بود که من رو از
منجلاب زنده بودن به کویر تشنگی و زیستن پرتاب کردوباید
اعتراف کنم اگه این
آشنایی
نبودمعلوم نبود سرنوشت من امروز چگونه می بود
حرف زیاد داشتم ولی متاسفانه باید بگم به قول
مولانا:
سخت خاک آلود می آید سخن
آب تیره شد سر چه بند کن!
تصمیم گرفتم کلمات رو درون سینه محبوس کنم تا این
بزرگداشت کوچک من
بی رمق نباشه ,فقط جهت خالی نبودن عریضه خاطره ای رواز
زبان دکتر محمد
جعفری در مورددکترنقل میکنم:
در سال 62 ,به اتفاق سید محمد خاتمی,سید محمود دعایی
و عده ای از
نمایندگان مجلس و شهید شاه چراغی به کردستان
رفتیم.در شهر نقده من و
شهید شاه چراغی رفتیم به سپاه.در آنجا برخی از
پاسدارها از آن شهید پرسیدند:
نظر شما در مورد دکتر شریعتی چیست؟شهید شاه چراغی
داستانی تعریف کرد و
گفت:ما طلبه مدرسه حقانی قم بودیم .رئیس مدرسه هم
شهید قدوسی بود.یکی
از استادان مدرسه هم مصباح یزدی بود. مصباح روزی آمد
به ما گفت:دکتر شریعتی
منکر خاتمیت است و وحی را به گونه ای تعبیر کرده که
یعنی هنوز هم جریان وحی
ادامه دارد.ما طلبه ها با این حرف مخالفت کردیم.
ایشان نیز بر سر حرف هایشان
پافشاری کردند.چون مخالفت ما با مصباح بالا
گرفت,شهید قدوسی ما راتهدید به
اخراج از مدرسه کرد و گفت اگرشما با آقای مصباح
مخالفت کنید ما همه را از مدرسه
اخراج می کنیم.ما داوری در این مورد را پیش شهید
بهشتی بردیم.او هم یکی از
مدرسین مدرسه بود.شهیدبهشتی گفت من باید حرف هر دو
طرف را بخوانم تا بتوانم
قضاوت بکنم.مدتی گذشت همه ی ما در مشهد جمع شدیم.هم
استادان و هم طلبه
ها.در آنجا شهید بهشتی مارا دعوت کرد که بیایید تا
من نظرم را بگویم.رفتیم .ایشان
گفتند من کتاب دکتر شریعتی را خواندم به هیچ وجه
چنین چیزی که آقای مصباح
می گویند از گفته های دکتر شریعتی استشمام نمی
شود.بر عکس دکتر شریعتی
معتقد به خاتمیت است و وحی به پایان رسیده .مثل خود
ما ایشان هم اعتقاد دارند
که بعد از خاتمیت این عقل است که می تواند داوری
کند.
ما بقدری از
این داوری به نفع دکتر شریعتی توسط شهید بهشتی به وجد آمدیم که
سر از پا نمی
شناختیم شهید بهشتی به ما توصیه کرد :جناب استاد!!را باید نگاه
داشت مبادا
ایشان برنجند!
پ.ن:یاد محاکمه
شهاب الدین سهروردی توسط شیخ مجدالدین افتادم که به
ادعای زیر سوال بردن ختم نبوت محکوم به مرگ شد!
پ.ن2:متاسفانه
هنوز کلید در گنجینه در دست واپس گرایان و مخالفان نوگرایی
دینیست تا کی
ما خوریم خون جگر!
پ.ن3 :یا حق!

الان ساعت 14 است
امیدوارم امروز قهرمان شیم
اگرم نشد غمی نیست فقط داش علی منصوریان
(جو فوتبال ما رو هم گرفت!)
به شدت حالم گرفته است
شرم ,شرم باد بر این دین به دنیا فروشان جاهل
هر دم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد
حتما در جریان فساد اخلاقی بعضی مسئولان به ظاهر
متدین کشور
از جمله سردار زارعي، معاون امور ايثارگري وزير علوم، رئيس
سازمان
محيط زيست استان تهران، دو نماينده مجلس و... هستید
و اما جدید ترین دست گل آقایان مسئول متدین...
آقای دکتر مددی معاون دانشجویی و استادیار دانشگاه زنجان که هنوز امضای
ایشون
در پای برگه انحلال انجمن اسلامی خشک نشده در حالی که قصد تجاوز به یکی از
دانشجویان دختر داشت توسط دانشجویان و اعضای انجمن اسلامی به دام افتاد
ببینید این بی شرم ها این خوکان پست تا کجا پیش رفتند که محیط مقدس علم و
تربیت رو با نفس های مسموم خودشون به لجن کشیدند
این نتیجه ی ریا پروری دینیست
آقای رئیس جمهور آقای وزیر علوم شما اگر شیعه علی بودید تا حال از شرم این اتفاق
بارها مرده بودید
باور کنید اینقدر عصبانی و نا راحتم که نمی دونم چی باید بگم
تنها چیزی که آدم رو آروم میکنه غیرتیه که دانشجو ها از خودشون بروز دادن
و جلو گرگ
ایستادند
این لینک فیلم به دام انداختن این شیاد ریا کاره
(فیلم صحنه غیر اخلاقی نداره)
.jpg)
صداش رو میشنوید؟

پیامبر
تنها ده سال به پيامبريم مانده
بگذار به حرايم بروم
اين مردم سنگهايشان را از پيش مي فرستند
براي پاهاي پياده من
حرفهايم را در قراني نخواهم زد
براي تاقچه ها
كلام ساده من در نگاهي جاري است
و چشمهاي اين مردم دوخته به بي نگاهي
لات و عزا
علي بر شانه هايم نيست...
از آدم تا محمد تنهاست
بگذار به حرايم بروم
تنها ده سال تا پيامبري ساكتم باقي است...
شعر از طاهره قصدی از وبلاگ تلواسه های ماه تی تی..

گویند ابوالحسن خرقانی از عرفا و سالکان قراچهارم و
پنجم هجری شبی نماز
می کرد,آوازی شنود که ((هان بوالحسنو!خواهی تا آنچه
از تو میدانم با خلق
بگوبم تا سنگسارت کنند؟))شیخ گفت ((ای بار خدای! خواهی
تا آنچه از رحمت
تو می دانم و از کرم تو میبینم با خلق بگویم تا
سجودت نکنند؟)) آواز آمد:
((نه از تو
نه از من))

همیشه برای خودت برنامه می چینی حتی برای 10 سال آیندت
ولی
هنوز یه ماه نشده یه اتفاق تمام برنامه هات و عوض
میکنه
یه جایی خونده بودم که اگه می خوای خدا رو بخندونی
برای یک سال
آیندت برنامه ریزی کن!
یه چیز هایی هست تو زندگی که نمیشه ازش اجتناب کرد
به هر حال باید
تحملشون کنی
بدترین و بهترین اتفاقات زندگی هم زمانی میوفته که
انتظارشونو نداری
تازه دارم متوجه می شم زندگی یک کلمه نیست .یک جمله
هست...
شروع کردی تا نقطه ی آخر و مجبوری بری
پ.ن1:انتظار بدترین عذابیه که خدا نازل میکنه
120 روز مونده ...(به چی؟به یه اتفاق مهم!)تازه اگه
منفی بخوری که دیدنی
میشه رسما تعطیل...
پ.ن2:کسی که بدون مصرف نیکوتین زندگی میکند ارزش
زنده ماندن ندارد!
(مولیر)

جامعه ای که شاه را بپرستد ,خدای را نخواهد پرستید,و بر اراده و عزم خود ارزش
نخواهد گذاشت.و همچون گوسپندانی ذلیل و زبون,کورکورانه بدنبال چوپان خواهد
رفت و شبان بی خرد را هم بغرور و اشتباه خواهد انداخت و سر انجام طعمه گرگ
خونخوار خواهد شد,و از ذروه شرافت و حیات با سر سقوط خواهد کرد
در این کردار ناشایست دو گوهر گرانبها برایگان از دست میدهید...
نخستین روح یگانه پرستی و اتکاء به نفس رادر شماخفه و خاموش خواهد کرد
و دیگر نعمت آسایش و راحت را از شما سلب ...خواهد کرد
شما در این کار دشوار نتیجه ای میگیرید که ابلهان و تهی مغزان هم از آن می گیرند
فکر کنید آیا خردمند خشم خدا را به قیمت مشقت و زحمت خویش خریدار است؟
آیا سزاوار است که رنج شاه پرستی را در دنیا بر خود هموار سازید و در رستاخیز به
جرم این رذالت و پستی در آتش دوزخ فرو افتید و با بت پرستان جاهل هم نشین و
هم سایه باشید؟
ای مباد آن محنت و مشقت که در این جهان تن را آزرده و روح را ننگین و خوار دارد و
در آن جهان هم بکیفر طاقت فرسای خداوند و عذاب وجدان منتهی شود
{قضاوت با شما!}

